دلالان و حامیان هنری
2018-08-29 15:52

مقدمه

«هنرمند به تنهایی هنرمندی بزرگ نمی‌شود»؛ این جمله را با دقت بیشتری باید خواند. در تمام دوره‌های تاریخ هنر حامیان آثار هنری و یا دلالان هنری نقاش بزرگی در شناخته شدن آثار هنری و متعاقب آن، هنرمند خالق این آثار داشته‌اند. اولین مطلب وبلاگ شبکه اجتماعی هنرمندان، با این مقدمه شروع می کنیم که اگر از دوران رنسانس ایتالیا آغاز کنیم، استادان بزرگی همچون لئوناردو داوینچی، میکلانجلو بوناروتی و رافائلو سانزیو را می‌بینیم که با وجود استعداد شگفت‌انگیز ایشان در خلق آثار هنری، اگر مورد حمایت بزرگانی همچون پاپ‌های زمان و یا حاکم بی‌تاج و تخت شهر فلورانس، لورنزو مدیچی قرار نمی‌گرفتند به احتمال بسیار نامشان امروزه با چنین احترامی خوانده نمی‌شد. در همان دوران رنسانس اگر به شمال اروپا نگاهی بیا‌فکنیم، هنرمندانی همچون آلبرشت دورر و دیگرانی را می‌بینیم که پس از آن که مورد حمایت پادشاهان زمان قرار گرفتند، به شهرت رسیدند و اکنون به عنوان هنرمندان افسانه‌ای شناخته می‌شوند. با گذر از عصر رنسانس به دوره‌ی باروک، به نقاشانی همچون کاراواجو می‌رسیم که در حال گذراندن زندگی فقیرانه‌ای بود که مورد توجه هنرشناس ثروتمندی به نام فرانچسکو دل مونته قرار گرفت و از آن پس به شهرت رسید و سفارش‌های مختلفی دریافت کرد. در تاریخ کمی پیش برویم و در هلند به دوران موسوم به دوران طلائی برسیم؛ این سرزمین در قرن هفدهم انبوه هنرمندان را پرورش داد و در این میان به رمبرانت برمی‌خوریم که از همان ابتدای جوانی حامیانی به دست آورد و خیلی زود به شهرت رسید؛ اما وی در زندگی خود فراز و نشیب بسیار داشت و همان که حامیان وی و دلالان هنری دست از آثارش می‌کشیدند، زندگی‌اش به سیاهی می‌رفت. در ادامه، به اسپانیای قرن هجدهم برویم و نقاشانی همچون دیگو ولاسکز و فرانسیسکو گویا را از نظر بگذرانیم. این دو هنرمند از همان ابتدای جوانی به دربار پادشاه وقت خود راه یافتند و مورد حمایت قطع این پادشاهان قرار گرفتند؛ در غیر این صورت، معلوم نبود چه بر سر استعداد این دو نقاش بزرگ تاریخ می‌آمد. با این مقدمه و اثبات تاثیر مستقیم حامیان هنرمندان در زندگی و آثار آنها، به معرفی چند حامی و تاجر هنر معروف که در دو قرن اخیر زیسته‌اند می‌پردازیم.


شرکت گوپیل و شرکا

در میان تاجران و دلالان هنر و شرکت‌های تجارت هنر، شرکت گوپیل و شرکا جایگاه ویژه‌ای دارد. این شرکت با تلاش آدولف گوپیل در سال 1827 در پاریس تاسیس شد و پس از چندین تغییر نام به علت همکاری با شرکای مختلف، نام این شرکت سرانجام در سال 1846 به گوپیل و شرکا تغییر یافت. این شرکت خرید و فروش آثار هنری به مرور زمان و با گسترش فعالیت‌هایش، شعبه‌هایی نیز در انگلستان (لندن)، آلمان (برلین)، بلژیک (بروکسل)، هلند (لاهه)، اتریش (وین) و امریکا (نیویورک) تاسیس کرد. این شرکت با خرید و فروش، و نیز نمایش آثار نقاشان آکادمیک، هنرمندان مکتب باربیزون و همچنین آثار امپرسیونیست‌ها و حمایت از نقاشان معاصر، نقش بزرگی در شناخته شدن آثار هنرمندان معاصر و خود ایشان در سراسر اروپا داشت.

در ارتباط با این شرکت بد نیست بدانیم که سه تن از عموهای وینسنت وان گوگ نیز از دلالان آثار هنری بودند و وینسنت وان گوگ تاجر (عمو سنت) به شراکت در گالری گوپیل و شرکا درآمد و دوران موفقی را گذراند. تئو، برادر وینسنت نیز دوران موفقی را در این گالری گذراند و در سال 1880 به مدیریت شعبه‌ی پاریس منصوب شد. خود وینسنت نیز مدت سه سال را در گوپیل کار کرد که دوران ناموفقی برای وی بود و در سال 1876 از این شغل برکنار شد.


پل دوران-روئل (1831 – 1922) - کاشف امپرسیونیسم

مکتب امپرسیونیسم یکی از مکاتب مهم قرن نوزدهم بود که در پاریس شکل گرفت. در نمایشگاه سالن پاریس در سال 1863 که تعداد بسیاری از آثار ارائه شده برای نمایش مردود اعلام شد، آثار اولیه‌ی نقاشان امپرسیونیست جوان نیز در میان این آثار قرار داشت. پس از این اتفاق، نمایشگاهی که به سالن مردودین معروف شد برگزار گردید و آثار مردود، در این سالن به نمایش درآمدند. از اوایل دهه‌ی 1870 تاجر هنری، پل دوران-روئل به ارزش آثار امپرسیونیست‌ها پی برده و به خرید تابلوهای این هنرمندان پرداخت. اما پیدایش رسمی امپرسیونیسم در نمایشگاهی در سال 1874 بود که در نگارخانه‌ی عکاس معروف، نادار، برگزار شد و عنوان امپرسیونیسم با هدف تمسخر، بر یکی از آثار کلود مونه نهاده و از این پس این مکتب با همان عنوان امپرسیونیسم شهرت یافت. نمایشگاه سال 1874 نخستین نمایشگاه از هشت نمایشگاه نقاشان امپرسیونیست بود. در این میان اما نقش دوران-روئل انکار ناپذیر است. او با خرید صدها اثر امپرسیونیستی و صرف هزینه‌های گزاف، علاوه بر کمک‌های مالی به هنرمندان امپرسیونیست، به تجارت این آثار نیز مشغول شد. وی دومین نمایشگاه امپرسیونیست‌ها شامل بیش از 250 اثر از نقاشانی همچون کلود مونه، ادگار دگا، برت موریسو، کامیل پیسارو و آلفرد سیسلی را در نگارخانه‌ی شخصی خود برگزار کرد و پس از آن به معرفی و نمایش و تبلیغ آثار امپرسیونیست در سراسر اروپا و نیز پرداخت. دوران-روئل برگزاری نمایشگاه‌های بزرگ از آثار امپرسیونیست‌ها در خارج از مرزهای فرانسه، در شناساندن این آثار و هنرمندان مکتب امپرسیونیسم نقشی حیاتی ایفا کرد. تخمین زده شده است که پل دوران-روئل در طول زندگی خود بیش از 12 هزار تابلوی نقاشی را خرید و فروش کرده که بخش بزرگی از این تعداد، از آثار امپرسیونیست‌ها بوده است. شاید بتوان خدمتی که دوران-روئل به نقاشان امپرسیونیست کرد را با یکی از جملات آگوست رنوار بهتر درک کرد. وی گرفته است «اگر دوران روئل نبود، نا نقاشان امپرسیونیست از گرسنگی می‌مردیم.»


ژرژ پتیت (1856 – 1920)

ژرژ پتیت از دیگر تاجران هنری قرن اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در فرانسه بود. او در نوزده سالگی علاوه بر یک نگارخانه، ثروت بسیاری از پدرش، فرانسوا پتیت به ارث برد و از همان ابتدای جوانی به خرید و فروش آثار هنری مشغول شد. او از اواخر دهه‌ی 1870 به خرید آثار امپرسیونیست‌ها و به خصوص کلود مونه، کامیل پیسارو، آگوست رنوار و آلفرد سیسلی اقدام کرد و در بالا رفتن قیمت آثار این نقاشان نقش به‌سزایی داشت. وی به حمایت از نقاشان هم‌عصر خود پرداخت و با برگزاری نمایشگاه‌ها و حراجی‌هایی از آثار ایشان در نگارخانه‌ی خود، در به شهرت رسیدن این هنرمندان و فروش آثار آنان تاثیری مستقیم داشت. در روزگاری که اغلب مجموعه‌داران و هنردوستان به خرید آثار قدیمی مشغول بودند، ژرژ پتیت جوان با آینده‌نگری خود به خرید آثار هنری معاصران پرداخت و علاوه بر کمک‌های مادی و معنوی به ایشان، خیلی زود سود هنگفتی از خرید این آثار به دست آورد.


آمبرواز ولار (1866 – 1939)

از دیگر تاجران هنری فرانسوی در قرن نوزدهم و بیستم، آمبرواز ولار است که علاوه بر خرید آثار هنرمندانی همچون پل سزان و آثار امپرسیونیست‌ها، به هنرمندان جوان‌تر از جمله پل گوگن، آندره درن و پابلو پیکاسو نیز توجهی داشت. ولار علاقه‌ی بسیاری به آثار سزان داشت و در سال 1895 نخستین نمایشگاه انفرادی وی شامل 150 اثر را در نگارخانه‌ی شخصی خود برگزار کرد. آثار سزان که محدود به هیچ سبکی نبود، مورد قبول منتقدان و حتی هنرمندان هم‌عصر این هنرمند نبود و همواره با انتقادهای شدیدی مواجه می‌شد. با این حال ولار به حمایت قطع از این نقاش برخواست و با خرید بسیاری از آثارش و برگزاری نمایشگاه‌هایی از این آثار و فروش آنها به قیمت‌هایی بالا، در رسیدن سزان به جایگاه واقعی خود در جامعه‌ی هنری آن زمان تاثیر بسیاری داشت. در مورد پابلو پیکاسو نیز، نخستین نمایشگاه وی را آمبرواز ولار در سال 1901 در نگارخانه‌ی خود برگزار کرد و در ادامه، به حمایت همه‌جانبه از آثار این هنرمند جوان پرداخت. پیکاسو تا پیش از این، زندگی خود را در فقر می‌گذراند اما به محض آشنایی با ولار و قرار گرفتن تحت حمایت وی، زندگی و هنرش رو به پیشرفت رفت. ولار علاوه بر خرید و فروش و نمایش آثار هنرمندان، به انتشار باسمه‌های ایشان و فروش آنها نیز می‌پرداخت و در این میان، باسمه‌های پیکاسو، رائول دوفی و ژرژ روئو از ارزش بسیاری برخوردارند. آمبرواز ولار در راستای حمایت‌های خود از هنرمندان معاصر خود، کتاب‌های زندگینامه‌ای راجع به ادگار دگا، آگوست رنوار و البته پل سزان را تالیف کرده است.


دنیل-هنری کانوایلر (1884 – 1979)

دنیل-هنری کانوایلر که آلمانی-فرانسوی بود، به عنوان یکی از مطرح‌ترین تاجران هنری قرن بیستم شناخته می‌شود. او که در ابتدا بانکدار بود، به هنر علاقه‌مند شد و در سال 1907 به پاریس رفت و نگارخانه‌ی کوچک خود را تاسیس کرد. در ابتدا به خرید آثار نقاشانی همچون پل سزان، تولوز لوترک، آگوست رنوار و پل سیناک پرداخت و سپس به این نتیجه رسید که به هنرمندان زمان خود بپردازد؛ «سزان را تحسین می‌کردم و عاشق گوگن بودم... وقتی که تصمیم گرفتم به کار تجارت تابلو بپردازم به فکرم رسید که چند اثر از سزان بخرم اما به نظرم رسید که او می‌بایست متعلق به دوره‌ی پیش باشد و من باید به زمان خود بپردازم». وی در همان سال با سبک جدید نقاشی پابلو پیکاسو که کوبیسم نامیده شد آشنا شد و به حمایت همه‌جانبه از وی و آثارش پرداخت. علاوه بر پیکاسو، به حمایت از کوبیست‌های دیگر از جمله آندره درن، موریس ولامنک، ژرژ براک، خوان گریس و فرنان لژه برخواست و با نمایش آثار آنان در نگارخانه‌ی خود، به تبلیغ و حمایت از مکتب کوبیسم مشغول شد. می‌توان گفت کانوایلر برای مکتب کوبیسم همان نقشی را ایفا کرد که پل دوران-روئل برای مکتب امپرسیونیسم. کانوایلر خود اما عاقبت خوشی نداشت؛ با شروع جنگ جهانی اول در سال 1914 کانوایلر به عنوان یک شخص آلمانی، دشمن شناخته شد و مجبور شد از فرانسه بگریزد.. تمامی آثار موجود در نگارخانه‌ی او که چیزی در حدود 3000 اثر بود توسط حکومت فرانسه به حراج گذاشته شد و تمامی سرمایه‌ی کانوایلر از دستش رفت. کانوایلر در سال 1920 به فرانسه بازگشت و کار خود را از نو شروع کرد.


پگی گوگنهایم (1898 – 1979)

در بالا به معرفی برخی از معروف‌ترین تاجران هنری در فرانسه اشاره کردیم و اکنون به معرفی یک تاجر هنری امریکایی می‌پردازیم. پگی گوگنهایم، فرزند تاجر معروف بنجامین گوگنهایم که در حادثه‌ی کشتی تایتانیک در سال 1912 کشته شد، و نیز برادرزاده‌ی سالامون آر. گوگنهایم است. سالامون آر. گوگنهایم خود تاجر و مجموعه‌دار هنری بود و به عنوان موسس موزه‌ی سالامون آر. گوگنهایم در نیویورک معروف است. پگی گوگنهایم در سال 1919 ثروت هنگفتی از پدر خود به ارث برد و در آینده به حمایت از هنرمندان معاصر خود و خرید آثار آنها اقدام کرد. او در سال 1938 نگارخانه‌ی خود را در لندن تاسیس کرد و به حمایت از هنرمندان انتزاع‌گرا، کوبیست، دادائیست، سورئالیست و هنرمندان دیگر جنبش‌های هنری مدرن پرداخت. در این میان اما حمایت وی از نقاش اکسپرسیونیست انتزاعی، جکسون پولاک، در آینده‌ی هنری این هنرمند تاثیر کاملا مستقیم و مهمی داشت. گوگنهایم با نمایش مجموعه‌ی آثار تحت مالکیت خود از هنرمندان معاصر امریکایی در سال 1948 در ایتالیا، آثار این هنرمندان را در اروپا شناساند و نقش مهمی در شناخته شدن این هنرمندان در اروپا ایفا کرد.

***

در این مقاله‌ی کوتاه سعی داشتیم نگاهی اجمالی بر اهمیت حامیان و تاجران هنر و شرکت‌های خرید و فروش آثار هنری، بر زندگی و هنر هنرمندان بیاندازیم و به نتیجه برسیم که «هنرمند به تنهایی هنرمندی بزرگ نمی‌شود». یک هنرمند در صورتی که حامی و یا خریداری برای آثارش پیدا نکند، علاوه بر گذراندن یک زندگی سخت، در کار خود پیشرفت نمی‌کند و دنیا از شاهکارهای احتمالی وی بی‌نصیب می‌ماند. در طول تاریخ قطعا هنرمندان خوب و بااستعداد بسیاری را داشته‌ایم که به دلیل نداشتن حامی و فروش نرفتن آثارش، نامش در تاریخ گم شده است و امروزه از حضور آنها و آثارشان بی‌خبریم.


نویسنده: فالن

8 پسندیدن ها
Success status Error status
Popup close icon